1.    روشهای مطالعه ریاضیات    
  2.    متفاوت در آموزش   
  3.    متمایز در یادگیری   
  4.    تقویت استعداد   
  5.    نکته های طلایی   
  6.    بکارگیری روش های استاندارد   

آخرین خبرها

مصاحبه با رتبه اول آزمون پذیرش دستیاری در آزمون دوره چهل و دو

ميرعطاالله صلابتي، رتبه اول آزمون پذيرش دستياري در دوره چهل و دوم را با نمره ۵۱۶ کسب کرده است...

 

http://drmalekiedu.ir/images/image/156.jpg

 

ميرعطاالله صلابتي، رتبه اول آزمون پذيرش دستياري در دوره چهل و دوم را با نمره ۵۱۶ کسب کرده است. به منظور آشنايي با نحوه مطالعه و روند حرکت وي در مسير کسب اين موفقيت دقايقي را با وي به گفتگو نشستيم که در ادامه مي‌‌خوانيد.

 

ضمن عرض تبريک، لطفا خودتان را معرفي کنيد.

ميرعطاالله صلابتي هستم، اهل شهرستان خوي و فارغ‌التحصيل دانشگاه علوم پزشکي تهران که رتبه اول آزمون رزيدنتي ارديبهشت سال را کسب کردم.

 

رتبه پره انترني و رتبه علوم پايه شما چند بوده؟

در آزمون پره انترني شهريور ماه سال ۹۲ رتبه ششم، در کنکور سال ۸۶ رتبه دهم کشوري و ششم منطقه‌اي و در علوم پايه رتبه يازدهم را کسب کردم.

 

روند حرکت شما در اين مسير چطور بود که منجربه کسب اين موفقيت بزرگ شد؟

درواقع به واسطه آشنايي با دوستانم سعي کردم از دوران کارآموزي به‌صورت جدي در هر بخشي که بودم و هر تعداد ماهي که در آنجا مي‌گذراندم، مطلب‌‌ همان درس را بخوانم. براي امتحان دستياري يک فرجه شش ماهه منجربه امتحان پرانترني داشتيم که استارت بلند مدتي براي رزيدنتي بود. يک و نيم سال دوران رزيدنتي را سعي کردم به‌طور کامل درس بخوانم. درکل هميشه منظم درس مي‌خواندم.

 

يعني تقريبا روزي چند ساعت درس مي‌خوانديد؟

در فرجه پره‌انترني که روزي ۸ يا ۹ ساعت درس مي‌خواندم. در دوران انترني که هم بخش داشتيم و هم مساله کشيک‌ها وجود داشت، يک مقدار ساعت مطالعه من پايين‌تر بود، اما آن هم سعي مي‌کردم در حد ۶ يا ۷ ساعت درس بخوانم. در يکي دو ماه آخر منتهي به امتحان هم که يک مقدار بخش‌هاي ما سبک‌تر بود و خصوصا در ۴۰ روز آخر که در کل آزاد بودم، سعي مي‌کردم حداقل۱۰ تا ۱۲ ساعت درس بخوانم.

 

کلاس کنکور هم شرکت کرده بوديد؟

خير. شرکت نکردم.

 

چرا شرکت نکرديد؟

از آنجاکه اساتيد دانشگاه ما درجه اول بودند و هميشه خود ما هم سعي مي‌کرديم با دوستان چه براي امتحانات دانشگاه يا موارد ديگر مطالعه جمعي داشته باشيم. درواقع به اين شکل بود که مفاهيم اصلي براي بنده جا افتاده بود و خيلي نيازي نبود که در کلاس کنکور يا امثال آن شرکت کنم.

 

چه منابعي مطالعه مي‌کرديد؟ يعني کتاب‌هاي مرجع هم مي‌خوانديد؟

براي امتحان رزيدنتي تکست نخواندم. شايد در دوران تحصيل به‌صورت گذري و در حد مراجعه کتاب‌هاي کتاب‌هاي مرجع مي‌خواندم، اما من هم مانند اکثريت بچه‌هاي موفق‌‌ همان جزوه‌هايي که به‌صورت خلاصه از منابع امتحان تهيه شده بود را مطالعه مي‌کردم.

 

قصد داريد کدام تخصص را انتخاب کنيد؟

فعلا بين راديولوژي و چشم مردد هستم، اما به احتمال خيلي زياد چشم را انتخاب خواهم کرد.

 

معيار شما براي اين انتخاب چيست؟

يکي از معيارهاي من از قديم و از سال دوم دبيرستان که رشته تجربي را انتخاب کردم، خواهرم بود. او پزشک بود و هميشه به من مي‌گفت که رشته چشم رشته خوبي است و از آنجا همين باور در من شکل گرفته بود که اين رشته را ادامه تحصيل دهم. معيار ديگر دوستان موفقي هستند که آنها نيز چشم را انتخاب کرده‌اند. اين مسائل اين انگيزه را در من تقويت کرد که من هم اين رشته را انتخاب کنم. البته هنوز تصميم من قطعي نشده و بايد منتظر ماند.

 

اگر بخواهيم نظام آموزش پزشکي را در سطح کلان مورد بررسي قرار دهيم، به نظر شما نقطه‌ضعف اصلي اين سيستم که درواقع با رفع آن کمک زيادي به امثال شما مي‌شود، چيست؟

متاسفانه در سطح کشور خيلي همگن نيستيم و اين باور و برنامه در ما وجود ندارد، مبني‌بر اينکه از يک پزشک عمومي دقيقا چه انتظاري داريم؟ مثلا يک پزشک عمومي به‌صورت موردي چه فعاليت‌هايي را بايد انجام دهد. البته اين مساله ابعاد مختلفي دارد که يک بخش آن به مسئولين برمي گردد. ما ارزش پزشک عمومي را بسيار پايين آورده‌ايم. با هر مکانيسمي که اين اتفاق افتاده، افرادي که وارد دوره 7ساله پزشکي مي‌شوند، تمام هدف گذاري خود را در طي کردن اين دوره قرار مي‌دهند تا وارد آزمون تخصص شوند، چراکه باور جامعه و همچنين باور رايج بين پزشکان نيز همين است. البته قصد آسيب‌شناسي اين معضل را ندارم، اما اين مساله شکل گرفته و باعث شده از ۲ جهت از آن آسيب بخوريم. درکنار عدم توجه مسئولين، خود بچه‌ها نيز رغبتي به اين مساله ندارند.

 

راهکار پيشنهادي شما چيست؟

مي‌توان يک مقدار برنامه‌ها را مدون و همگن کرد در اين راستا که يک پزشک عمومي دقيقا از چه بيماري‌هايي بايد مطلع باشد؟ چه برخوردي با بيماري‌ها داشته باشد و کدام بيماري‌ها براي او در اولويت باشند؟ آن بيماري‌ها را به چه شکل بايد مديريت کند؟ اگر اين برنامه‌ريزي شکل بگيرد و به دوره پزشکي عمومي بهاي بيشتري داده شود و به آن به چشم يک دوره گذار نگاه نشود، مي‌توان به سمتي رفت که ايرادات آن برطرف شود. مثلا اکثر بيمارستان‌هاي دانشگاه تهران جزو بيمارستان‌هاي سطح۳ هستند. ما با کيس‌هاي پيشرفته‌اي در دوران کارآموزي مواجه مي‌شديم که اين مواجهه براي يک پزشک عمومي اصلا ضرورتي ندارد. اکثر بيماراني که بنده و دوستانم با آن روبرو بوديم، جزء بيماري‌هاي نادر بودند. عدم رغبت دانشجو هم چاشني اين معضل مي‌شود. بنابراين بچه‌هاي رده بالا‌تر ترجيح مي‌دهند که از فرايند تبديل‌شدن به يک پزشک خوب صرف نظر کنند تا اينکه بتوانند از اين طريق دانش علمي خود را ارتقا دهند. آنها کمتر درگير مريض مي‌شوند و حاضر نيستند وقت زيادي براي او صرف کنند. سعي مي‌کنند به اصطلاح عقب‌تر بايستند و دانش تئوري خود را قوي کنند. اين يکي از اشکالات سيستم آموزشي است. البته خيلي دوست دارم بدانم که در دانشگاه‌هاي خارج از کشور چه رويکردي براي مقابله با اين معضل در پيش گرفته شده است. شايد بهتر باشد ما نيز از آن‌ها الگوبرداري کنيم.

 

يکي از مسائل چالش برانگيز حوزه آموزش پزشکي ما در آبان ماه سال گذشته اتفاق افتاد و آن اين بود که مبلغ خريد تعهد پزشکان براي آموزش رايگان به يکباره چند برابر شد. الان هم گفته مي‌شود که قرار است اين طرح به روال گذشته خود بازگردد. ارزيابي شما از اين مساله چيست؟ اصلا موافق چندبرابر شدن اين هزينه هستيد؟

واقعيت اين است که در سال ۸۶ که ما وارد دانشگاه شديم، هيچ‌کس به ما نگفت که قرار است سالي ۵/۷ ميليون تومان تعهد داشته باشيم. به سال ۹۳ هم که رسيديم طبق‌‌ همان قانوني که شما اشاره کرديد و متاسفانه عطف به ماسبق هم مي‌شود، اين رقم تا ۱۰ برابر افزايش پيدا کرد، بدون درنظر گرفتن اين مساله که ممکن است کسي تمکن مالي نداشته باشد. درکل نبايد اين موضوع را در آخر راه که همه مسير پيموده شده بود به ما مي‌گفتند. مگر چه تفاوتي بين بچه‌هاي ورودي سال۸۵ با ورودي‌هاي سال۸۶ وجود داشت که شامل حال آنها نشد؟ چرا من بايد سالي ۵/۷ ميليون تومان پرداخت مي‌کردم و آنها سالي۷۰۰هزار تومان؟ اين فرايند خيلي جالب نيست. قطعا بنده با ۱۰ برابر شدن قيمت مخالف هستم. اما به هرحال تورم هم واقعيت است و وزارت بهداشت هم اين هزينه‌ها را براي ما انجام مي‌دهد. زماني که ما وارد دانشگاه شديم، دلار ۸۰۰تومان بود و الان ۳۲۰۰ تومان. به اين مسائل هم بايد توجه کرد و نمي‌توان انتظار داشت که تعهد ۷۰۰ هزار توماني به‌‌ همان مبلغ باقي بماند. اما نه ديگر۱۰برابر.

 

نظرتان راجع‌به شيفت فروشي پزشکان براي بهتر درس خواندن چيست؟

به نظر من بهترين راه براي کنترل و جلوگيري از عمل خريد و فروش کشيک اين است که بچه‌ها بعد از فارغ‌التحصيلي امتحان دهند. کسي که دوران انترني خود را سپري مي‌کند، تکليف خود را مي‌داند و در هر کشيکي که است، کار خود را به بهترين شکل ممکن انجام مي‌دهد و خيلي دغدغه امتحان ندارد.

 

به‌عنوان حرف آخر؟

فقط مي‌توانم بگويم که نسبت به اين مساله که بتوانيم سيستم آموزشي خود را يک رده ارتقا دهيم خوش‌بين هستم. دست‌يابي به اين نقطه نيازمند بها دادن به اين حوزه است. حوزه درمان بسيار مهم است و وزارت بهداشت حتما بايد به اين حوزه اهميت زيادي دهد.

 

منبع : شفا نیوز